مغناطيس
نماز
آثار
مغناطيسي نماز
در
درس مغناطيس مي خوانيم :يونانيان باستان بيش از 2500 سال پيش با پديده آهن ربا آشنا
بودند.«تالس» پدر علم يونان،ماده «كاني مگنيت» يا همان آهن ربا را شناخت.ميدانيد كه
ماده هاي داراي اين ويژگي را آهن ربا مي نامند...زمين نيز خود آهن ربايي عظيم است
كه آثار ناشي از آن در پديده هاي متفاوت ديده مي شود.تحقيق زير توسط «پروفسور
هارولد بور» در دانشگاه «ييل»درباره رابطه ميدان مغناطيسي زمين و نماز انجام داده
است.
او
نخستين كسي بود كه با آزمايشي ساده به وجود ميدان مغناطيسي در اطراف موجود زنده پي
برد.او سمندري را در يك ظرف آب و نمك قرار داد و ظرف را به دور سمندر چرخاند،در اين
حالت گالوانومتر جرياني متناوب از الكترودهاي اين ظرف را نشان مي داد.زماني كه
«بور» اين آزمايش را بدون سمندر انجام داد،گالوانومتر هيچ جرياني را نشان نداد.پس
از آن اين آزمايش را بر روي يك سمندر مرده انجام داد،دوباره ملاحظه كرد كه
گالوانومتر هيچ جرياني را نشان نمي دهد.بور اين وسيله را بر روي تعدادي از
دانشجويان خود امتحان كرد و مشاهده كرد كه اين ميدان،در بدن انسان هم وجود دارد.او
اين ميدان را «ميدان مغناطيسي حياتي » ناميد؛زيرا با از بين رفتن حيات،ميدان حياتي
هم از بين مي رود.در بدن انسان ميليون ها عصب وجود دارد كه در اثر شارژ بارهاي
الكتريكي،در اطراف آنها ميدان مغناطيسي تشكيل مي شود.ميدان مغناطيسي بدن از ميدان
هاي مغناطيسي خارجي اثر پذير است.براي نمونه امواج مغناطيسي ساطع شده از نيروگاه
هاي برق،گوشي هاي موبايل،وسايل برقي مثل سشوار و ريش تراش برقي و... باعث اختلال در
ميدان مغناطيس طبيعي بدن مي شود؛چرا كه نزديك به 70 درصد بدن ما را آب فرا گرفته
و«مولكول هاي آب» به صورت دو قطبي هستند،زماني كه در معرض يك ميدان مغناطيسي خارجي
قرار مي گيرند،باعث به هم ريختگي نظم ميدان مغناطيسي بدن مي
شوند.
به
ظاهر، ما روزانه فقط دقايقي را در معرض ميدان مغناطيسي هستيم؛اما حقيقت آن است كه
در طول دوران زندگي خود در معرض ميداني بسيار قوي هستيم.آن ميدان مغناطيسي زمين
است،اما چگونه مي توان نيرويي را خنثي كرد كه باعث اختلال در بدن ما و بروز
بيماريهايي مثل سرطان ميشود؟
اين
جاست كه بايد گفت خداوند راه حل آن را با عملي ساده به نام نماز به انسان هديه هديه
داده است.بر اساس تصاویر به دست آمده از میدان مغناطیسی زمین به طور شگفت انگیزی در
هر نقطه از کره زمین در جهت قبله ،میدان مغناطیسی بدن انسان بر میدان مغناطیسی زمین
منطبق می شود و در حال نماز،میدان بدن ما منظم شود.
ضمنا
پروفسوربورد در این تحقیق ثابت کرد در بدن تمام دانشجویان مؤنث ماهی یک بار تغییر
ولتاژ شدید ایجاد می شود و میدان بدن به منظم ترین حالت خود می رسد؛به همین دلیل در
ایام عادت ماهانه نماز نخواندن بانوان،ضرری از جانب زمین متوجه آنها
نمیشود.
نماز
و بارهای الکتریکی
افزون
بر عوامل خارجی ،برخی عوامل داخلی نیز وجود دارند که باعث اختلال در میدان بدن می
شود.مهم ترین آن ها بارهای الکتریکی هستند که هنگام شارژ بار در اطراف عصب به وجود
می آیند و به صورت الکتریسیته ساکن در بافت های بدن ذخیره می شوند.میدانی در اطراف
بارها به وجود می آید که هم بر میدان مغناطیسی بدن و هم بر امواج مغزی اثر سوء
دارد؛آثار این میدان مغناطیسی در مناطقی خطر جدی ایجاد می کند که اعصاب در آن تحرک
بیشتری دارد؛ پس باید هرچه سریعتر از آن نواحی دور شوند.
از جمله این نقاط ناحیه سر و دست و قسمت مچ پا به پایین است و در بین
این سه قسمت سر اهمیت ویژه ای دارد.به طرز حیرت آوری میبینیم که این نواحی دقیقا
نواحی هستند که در وضو شسته می شوند و بنابر تحقیقات صورت گرفته بهترین راه دفع
بارهای زاءد استفاده از ماده ای رسانا است که سریعترینو ارزانترین و بی ضررترین
ماده،برای این کار آب است.جالب اینجاست که آب هرچه خالص تر باشد،سریع تر بارهای
ساکن را از بدن ما به اطراف حرکت می دهد؛پس هیچ مایعی مثل آب خالص سفارش شده در وضو
این اثر را ندارد.
نکته
اسرار احکام را فقط معصومان می دانند که مصداق اتم «راسخون فی
العلم»هستند و علمشان از ناحیه خدا افاضه شده است؛اما شاید بتوان گفت که عقل جزئی
بشر با پیشرفت و توسعه علم،به ویژه در قرون اخیر میتواند به بخش بسیار کوچکی از
برخی چرایی های احکام شرعی دست یابد و برخی از آنها را حدس بزند و استحسان
کند.نوشتار فوق هم با این هدف تألیف شده است.در نتیجه پرداختن به فلسفه و علل احکام
را نباید با علم زدگی مترادف دانست.
غرض از این نوشتار،این نیست که به دنبال علمی کردن دین و احکام شریعت
باشیم و توجیهات علمی و تجربی برای آن فراهم کنیم؛بلکه اعتقاد بر این است که گستره
و قلمرو دین دیانت احکام دینی و شریعت فراتر از هر نگاه سطحی بین است. و عقل معاش و
جزیی که مقوم علوم تجربی جدید است نه
تنها صلاحیت بلکه شأنیت اظهار نظر و ورود به احکام شریعت الهی را نداشته و ندارد.
چنین عقلی صرفا محدود و منحصر به پدیده های حسی و تجری
است.